السيد حامد النقوي
277
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
كتب تواريخ به نظر رسيده كه چون عبد الرحمن بن عوف با امير المؤمنين عثمان بيعت نمود و حضار مجلس با او در آن امر موافقت كردند على مرتضى كرم اللَّه وجهه تامل و تعلّل ورزيده فرمود سوگند مىدهم شما را و مىخواهم كه با من راست گوييد كه در ميان اصحاب رسول صلى اللَّه عليه و سلم هيچ احدى هست كه آن سرور در وقتى كه سلسله عقد مواخات را ميان ياران خويش استحكام مىداد با او عقد اخوت بسته فرموده باشد انت اخى فى الدنيا و الآخرة غير از من جمله حضار مجلس گفتند نى بعد از آن فرمود هيچكس در ميان شما هست كه حضرت در شان او فرموده باشد من كنت مولاه فهذا مولاه غير از من همه گفتند نى آنگاه فرمود هيچ احدى در ميان شما هست كه آن سرور با او فرموده انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى غير از من جميع حضار از صحابه كبار گفتند نى پس فرمود در ميان شما هيچ مردى هست كه امين وحى و مهبط امر و نهى او را بر سورهء برائت موتمن داشته و عالىشأن گردانيده باشد به اين كلمهء كافيه و جمله وافيه كه لا يؤدّى عنّى الا انا او رجل من عترتى غير از من زمرهء حضار باجمعهم گفتند نى فرمود آيا نمىدانيد كه سيّد بشر و شفيع روز محشر برجل مهاجرين و كل انصار امرا تعيين فرموده برسم سرايا بجانب دشمن فرستاد و ايشان را وصيت بانقياد و متابعت امير جيش نمود و بر من هرگز كسى را امير نگردانيد طائفهء حاضرين باجمعهم گفتند بلى همچنين بوده كه مىفرمايى ديگر گفت آيا مىدانيد كه معلم معلمهء علمت علم الاولين و الآخرين اعلاء اعلام علم من فرموده ياران را اعلام كرده به اين طريقه كه انا مدينة العلم و على بابها گفتند آرى مىدانيم ديگر فرمود آيا نمىدانيد كه اصحاب رسول مكررا ويرا در مقام مخاطره با اعدا گذاشته از معركه محاربه فرار نمودند و من هرگز در هيچ موطن مخوف از آن سرور تخلف ننموده نفس خويش را وقايه نفس انفس و جنّه جثّه اقدس آن حضرت كردم گفتند بلى همچنينست باز فرمود آيا نمىدانيد كه اوّل مردى كه قدم در دائرهء ايمان و اسلام درآورده منم همه گفتند بلى مىدانيم آنگاه فرمود كدام يك از ما اقربست برسول صلى اللَّه عليه و سلم از روى نسب جمله گفتند مرتبه اقربيّت ترا ثابت و مسلم و قدم مزيت تو در راه قربت و قرابت با ان سرور بغايت راسخ و محكمست در اين حال عبد الرحمن گفت يا ابا الحسن همهء اين فضائل را كه برشمردى چنين ست كه تحت بيان آوردى و جميع اصحاب بدين امور اقرار و اعتراف دارند و لكن اكنون اكثر مردم بعثمان ميل نموده با او بيعت كردند متوقع از جناب تو اينكه با جمهور موافقت نمائى و بقدم قبول و اقبال پيش آيى شاه عرصهء ولايت فرمود به خدا سوگند كه شما مىدانيد كه احق بخلافت كيست و معذلك بمقتضى علم خود عمل نمىنماييد بنابر ملاحظه اغراض و مصالح دنيوى خود و اللَّه كه مسلّم داشتم اين امر را بر غير خود زيرا كه مىداند كه سلامت مسلمانان درين تنزل و تسليمست چه درين تسليم حيف بر خاصهء منست نه بر اسلام و مسلمانان ترك مناقشهء منافسه كردم